خرید بک لینک

«به نام خدای مهربونم»

سلامممم...

من شب عید فطری اومدم اولین سلام سال 96 رو بکنم

و یه چندتا خاطره خلاصه کنم و برم

خوب، چند روز پیش ترم دوم- و به عبارتی سال اول دانشگاه به طور رسمی تموم شد!

امسال ظاهرا توهم های زیادی زدم و چیزای جدیدی هم یاد گرفتم.

امممم...

نمرات این ترمم هم تا اینجاش شکرخدا خوب بوده. سه تا 16 و یه دونه 17

بیشتر از همه اونجایی ذوق کردم که فهمیدم نمره ی تاریخم که انتظار

نمره خیلی بالایی نداشتم خوب شده و با "سی..." و بعدا هم "ها..." هم یکی بود!

.

با خانم چه (با توضیحات خود استاد متوجه شدم چرا چه و الان بالا برین،

پایین بیاین نمیگم خانم چوی) هم کلاس برداشتم.

خانم چه هم دیدن کره ایم به نسبت خوبه، لطف کردن و گفتن که میتونی

کلاس های کره ای 3 پیشرفته رو هم بیای. و این شد که با پ با هم کلاسای

کره ای 3 رو شرکت میکردیم و در عین حال کلاسای کره ای 1 رو هم میرفتم

تا از پایه بدون این که چیزی از قلم بیفته کره ای رو یاد گرفته باشم.

از استاد خواستم که امتحان کره ای 1 رو بدم، و استاد چه تنها استادی بود

که اگر ازشون میخواستی، همون موقع برگه هامونو صحیح می کرد.

اینم تنها نمره ی حدود 19 و نیم تا 19/75 صدمم بود که آخرش تاثیری نداشت

4 واحدش اول قرار بود باشه...

ولی چند وقت پیش مسئولین کلا واحدهای اختیاری و زبان دوم

رو از گروه چینی حذف کردن و این شد که من رسما ترم دوم دانشگاه

8 واحد زیادتر برداشتم که حتی تو جدول دروسم هم وجود خارجی نداره :))))))

.

دیگه...

ان شاءالله قراره تابستون برای یه کمپ بین المللی 10 روزه بریم چین، پکن

این وسط یه یادآوری هم کنم... خودم هم اوایل نمیدونستم که پکن همون

بیجینگه (مهم اینه که بعدا فهمیدم) :دی

10 نفریم: من، سی...، لی مینگ، فردخت، مالی، شینگ شینگ، کیمی،

بی شنگ یی، کسر... و به... (> بعضیاشون اسمای چینیشونن )

و با استادی که قراره باهامون بیان که قبلا مسئول کنفسیوس بودن،

و در حال حاضر هم سرگروه گروه ایتالیایی اند، میشیم 11 نفر.

(چقدر توضیح دادم )

.

براتون بگم! توی زمان امتحانات ترم دوم نقاشیم به طرز شگفت آوری پیشرفت کرد :دی

چند وقت پیش هم از خواهرم خواستم برام یه فلوت چینی بگیره.

قبلا توی اینترنت ویدیوهایی رو از یه دختری دیدم که با یه فلوت چینی

(از جنس بامبو به نام Dizi) آهنگ های فوق العاده ای میزنه. واقعا محشر بود!!!

دیگه از اون جا خیلی بیشتر علاقه مند شدم یاد بگیرم. البته دلایل دیگه ای هم مثل

سریال کره ای مربای پرتقال :دی و یه دلیل دیگه ای هم موثر بود ;;;

دیگه وقتی که فلوت به دستم رسید، دوتا ویدیو از یوتیوب نگاه کردم و گهگاهی هی

تمرین می کنم تا در مرحله ی اول صدای هوا، در مرحله ی دوم گاهی هوا

و گاهی صداهای سوت مانند و کم کم در مرحله های بعدی

به صدای فلوت واقعی شبیه تر شد :دی

.

ماه رمضون امسال هم که تموم شد...

خداجونم شکرت کلی...

.

بچه هاااااااااا، دوستام...

ببخشید اگه مخاطب نصف پستم خودم بودم و نصفش بقیه

عیدتون هم یه عالمه مبارک باشه..

روزاتون پر لبخندای از ته دل :-)

دعای خیر برای همدیگه یادمون نره

برچسب: سلام, نویسنده: نگار جعفری‌نژاد تاريخ: دوشنبه 6 شهريور 1396 ساعت: 13:03

صفحه بندی