به نام خدا
سلام!
الان که این جا رو دارم می نویسم اولین روز یا به عبارتی چند ساعت مونده تا سال 1399ه.
سال نوتون، نومون مبارک :)
.
حالا فعلا، تا بعد تر که ببینیم چی کار کنیم خدانگهدار ![]()
.
پ.ن 1 خداکنه این بیماری رختشو ببنده بره پی کار و زندگیش.
پ.ن 2 بیام این جا باز داستان ماستان بنویسم؟ ![]()
اصلا چی بنویسم؟ ![]()
چند سالی می شه داستان درست و حسابی
به معنای واقعی ننوشتم. یه چیز نصفه ای هم نوشتم که
قابل انتشار نیست.![]()
![]()
پ.ن 3 آقا چقدر دلم برای این شکلک های بلاگفا تنگ شده بود!
شما چی؟ [با درصد احتمال بالایی خطاب به مخاطب خیالی] ![]()
![]()
پ.ن 4 دیگه درگیر بورسیه م که هستیم و اینا...
خب چند روز هم بیشت تر وقت ندارم ![]()
ان شاءالله که برسم/ برسیم ![]()
تازه بماند که فارغ التحصیلمون و کلا برنامه ها رو هواست !
تا الان فقط برای دو تا از درس ها و با همت یکی از اساتید که بچه ها هم
هی بهش غر می زنن :/ با اسکایپ کلاس آنلاین داشتیم.
پ.ن 5 امضا، نرگس 2 ساله از تهران [با این همه شکلک قطعا سنم از
دو سال بالاتر نمیره، البته این مورد خیلی استثنائه. چون در حالت کلی
خوشم نمیاد کسی سنم رو چه بالاتر و چه پایین تر تصور کنه] ![]()
![]()
پ. 6 آقا این جا هنوزم جذابه ها! ![]()
پ.ن 7 یه تغییراتی رو تو وب ایجاد کردم. ولی هنوز خیلی چیزهای دیگه رو
هم باید درست کنم. نمی دونم، پروفایل رو هم تغییر بدم؟
هم خوبه که تغییر بدم، هم از یه طرف هم یادگار روزهای طفولیته! ![]()
برچسب:
نویسنده: نگار جعفرینژاد